ارزیابی مؤلفههای اقلیمی و کاربری اراضی بر سلامت حوزه آبخیز
به گزارش روابطعمومی بنیاد ملی علم ایران (INSF)، زیست بوم و بررسی تغییرات محیطی یکی از اولویتهای محققان است و بنیاد ملی علم ایران نیز از طرحهای تحقیقاتی در این زمینه حمایت میکند.
«ارزیابی و پیشبینی اثرات مؤلفههای اقلیمی و کاربری اراضی بر سلامت حوزه آبخیز» عنوان طرحی است که محمد تقی آوند در قالب پژوهش پسادکتری با راهنمایی حمیدرضا مرادی و حمایت بنیاد ملی علم ایران به پایان رسانده است.
آوند با مدرک دکتری تخصصی منابع طبیعی آبخیزداری- گرایش آب از دانشگاه تربیت مدرس درباره این طرح توضیح داد: افزایش مصرف سوختهای فسیلی ناشی از رشد و توسعه صنایع و کارخانجات از آغاز انقلاب صنعتی و همچنین تخریب منابع طبیعی جنگل و مرتع و تغییر کاربری اراضی باعث افزایش تولید گازهای گلخانهای شده است. به تبع این افزایش گازهای گلخانهای شاهد پدیده تغییر در اقلیم مناطق مختلف و گرمایش جهانی در مقیاس کره زمین هستیم.
وی افزود: کشور ما نیز از این تغییرها مستثنا نبوده و در سالهای گذشته بر اثر تغییر در متغیرهای اقلیمی تحت تأثیر مخاطرات طبیعی زیادی قرار داشته است که شدت و تعداد این مخاطرات سیل، خشکسالی، آفات نیز در حال افزایش است. اقلیم بهدلیل نقش تأثیرگذاری که در دیگر مخاطرات طبیعی از قبیل خشکسالی دارد میتواند اقتصاد و زندگی مردم بهخصوص در تولید بخشهای مختلف کشاورزی، دامپروری و صنعت را تحت تأثیر قرار داده و زمینهساز خسارت و نابودی در این بخشها در مناطق مختلف باشد.
این محقق و پژوهشگر در ادامه بیان کرد: علاوهبر این، خشکسالی از بزرگترین چالشهایی اقلیمی است که در سالهای اخیر کشور ما با آن روبهرو است. خشکسالی اثرات زیانباری در فرآیند توسعه برجای میگذارد، اثرات خشکسالی به دو نوع مستقیم و غیرمستقیم تقسیم میشوند. کاهش سطح زیر کشت و تولید محصولات زراعی، کاهش حاصلخیزی مراتع و جنگلها، افزایش آتشسوزیها، کاهش سطح آب از اثرات مستقیم این پدیده هستند.
وی اضافه کرد: کاهش تولید و سطح زیرکشت محصولات زراعی میتواند باعث کاهش درآمد کشاورزان و شاغلین این بخش، افزایش قیمت غذا، رشد بیکاری، کاهش درآمدهای مالیاتی ناشی از کاهش مخارج مصرفی، افزایش جرائم و اعلام دعوی و مشکلات حقوقی در زمینه تأخیر در بازپرداخت وامهای بانکی شود که این موارد نیز نمونههایی از اثرات غیرمستقیم خشکسالی بوده که به نحوی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی خشکسالی نیز محسوب میشوند.
آوند ادامه داد: بررسیها نشان میدهد که به دلیل مخاطرات طبیعی و انسانی و نیز رشد جمعیت و افزایش تقاضا برای آب و غذا و انرژی که در زیستبومها در حال انجام است، میزان دستکاری و اختلال در زیستبومها نیز روند روبهرشدی دارد. تغییرهای اقلیم و کاربری اراضی مهمترین فاکتورهایی هستند که میزان تغییر آنها در طول زمان شدیدتر و ملموستر بوده است. تغییر اقلیم با ایجاد مخاطراتی از قبیل خشکسالی، کاهش منابع آب، افزایش آفات و بیماریها و گرمایش جهانی و تغییر کاربری اراضی با کاهش اراضی جنگلی و مرتعی، افزایش انتشار گازهای گلخانهای، تهدید امنیت غذایی، افزایش اراضی نفوذناپذیر و غیره باعث تغییر جدی در سلامت زیستبومها شدهاند.
وی تصریح کرد: همچنین این تغییر با انحراف زیستبوم از مسیر اصلی و کاهش تابآوری و افزایش آسیبپذیری مؤلفههای مختلف آن زمینه تخریب سیستم را فراهم میکنند.
این محقق و پژوهشگر در ادامه بیان کرد: با توجه به نوع تحقیق و اینکه در مقیاس حوزه آبخیز انجام شد، میتوان با بررسی و پیشبینی دو نوع خشکسالی مهم اقلیمی و هیدرولوژیکی پیشآگاهی لازم را جهت اقدامات مدیریتی ایجاد کرد. پیشآگاهی ایجاد شده میتواند با کاهش خسارتهای ناشی از این مخاطرات باعث ارتقاء وضعیت اقتصادی و اجتماعی و محیطی جوامع محلی شود.
آوند در پایان خاطر نشان کرد: همچنین شناسایی معیارها و شاخصهای آسیبپذیر در یک حوزه آبخیز و ارتقاء آنها، مهمترین راهبرد جهت افزایش تابآوری حوزه آبخیز در مواجهه با مخاطرات طبیعی و انسانی از قبیل خشکسالی میباشد. همچنین تعیین وضعیت سلامت یک حوزه آبخیز میتواند در اولویتبندی حوزهها و زیرحوضههای آبخیز جهت اقدامات اجرایی مؤثر بوده و از اتلاف منابع و سرمایهها جلوگیری کند.

