دغدغههای زنان در نیم قرن ادبیات داستانی ایران
به گزارش روابطعمومی بنیاد ملی علم ایران (INSF)، سمیه شرونی در طرح پژوهشی دوره پسادکتری خود با عنوان «زنان از نگاه زنان؛ مطالعه مسائل و دغدغههای زنان در نیمقرن ادبیات داستانی ایران با تکیه بر رمانهای ده نویسنده زن»، با راهنمایی محمد پارسانسب در دانشگاه خوارزمی، به بررسی بازنمایی شخصیتها، مسائل و دغدغههای زنان در پنجدهه ادبیات داستانی ایران پرداخت.
شرونی با اشاره به هدف این پژوهش گفت: بررسی پنجاه سال ادبیات داستانی نویسندگان زن ایرانی با تمرکز بر شخصیتهای زن داستانها نشان میدهد زنان ایرانی در دورههای مختلف همواره برای دستیابی به اهداف خود تلاش کردهاند و متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه، مسیرهای متفاوتی را برای تغییر موقعیت خود در پیش گرفتهاند.
وی افزود: در این پژوهش، تغییرات سرمایههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین زنان در آثار داستانی از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۹۸ مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد میزان دسترسی زنان به این سرمایهها در دورههای مختلف یکسان نبوده و در طول زمان، تغییرات قابل توجهی در نحوه کسب و استفاده از آنها ایجاد شده است.
این پژوهشگر با اشاره به افزایش حضور زنان در عرصه نویسندگی پس از انقلاب اسلامی اظهار کرد: تعداد نویسندگان زن پس از انقلاب افزایش یافته و بررسی رمانهای این دوره نشان میدهد شخصیتهای زن برای بهبود موقعیت خود تلاش بیشتری میکنند. این زنان با کنشهای آگاهانه در میدانهای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و خانوادگی برای کسب سرمایه و تغییر شرایط زندگی خود تلاش میکنند.
شرونی ادامه داد: اگرچه سنتها و مناسبات مردسالارانه همچنان در بخشهایی از زندگی زنان این آثار حضور دارند، شخصیتهای زن نسبت به دوره پیش از انقلاب از شأن و جایگاه بیشتری در خانواده برخوردار شدهاند. درحالیکه در برخی آثار دوره پیش از انقلاب، ترس و اضطراب از ویژگیهای برجسته شخصیتهای زن است، در آثار دورههای بعد، جرأت، جسارت و تلاش برای تغییر شرایط و دستیابی به حقوق فردی و اجتماعی بیشتر دیده میشود.
وی با اشاره به تأثیر تحولات اجتماعی و سیاسی بر ادبیات داستانی زنان گفت: نویسندگان زن در دورههای مختلف از شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه خود تأثیر پذیرفتهاند و این تحولات در شخصیتپردازی و مسائل مطرحشده در آثار آنان بازتاب یافته است. در برخی آثار نیز تغییرات اجتماعی و سیاسی پس از انقلاب و واکنش افراد و گروههای مختلف جامعه نسبت به این تحولات به تصویر کشیده شده است.
شرونی با اشاره به تغییر سرمایه اقتصادی زنان در رمانهای مورد بررسی اظهار کرد: در آثار دورههای پیشین، زنان معمولاً سرمایه اقتصادی خود را از طریق ارث خانوادگی یا ازدواج با مردان ثروتمند به دست میآوردند، اما بهتدریج حضور زنان در میدان کسبوکار افزایش یافته و سرمایه اقتصادی آنان بیشتر حاصل فعالیت و تلاش خودشان شده است. این تغییر نشاندهنده افزایش نقش و استقلال اقتصادی زنان در روایتهای داستانی دورههای بعد است.
وی ادامه داد: در رمانهای زنانه پیش از انقلاب و همچنین برخی آثار دهه شصت، شخصیتهای زن تمایل چندانی به حضور در عرصه سیاست ندارند و حتی گاهی از آن دوری میکنند، اما در آثار دورههای بعد، زنان حضور فعالتری در میدان سیاست و قدرت پیدا میکنند و در زمینه کسب سرمایههای مختلف با مردان به رقابت میپردازند. در برخی از این روایتها نیز زنان موفق به پیروزی در این رقابتها میشوند.
این پژوهشگر با اشاره به تغییر سرمایههای اجتماعی و فرهنگی زنان گفت: سرمایه نمادین زنان در خانواده و اجتماع در طول دوره مورد بررسی افزایش چشمگیری داشته است. همچنین سرمایه اجتماعی زنان نیز بهتدریج افزایش یافته و شخصیتهای زن در دورههای جدیدتر، بیش از گذشته از ارتباطات و شبکههای اجتماعی خود برای پیشبرد اهدافشان استفاده میکنند.
شرونی افزود: در تمام دورههای مورد بررسی، زنان در میدان علم عملکرد موفقی داشته و سرمایه فرهنگی قابل توجهی کسب کردهاند، اما در رمانهای دهه پنجاه و شصت، شخصیتهای زن معمولاً از این سرمایهها برای بهبود شرایط زندگی خود استفاده نمیکنند. در آثار دورههای بعد، بهرهگیری از سرمایه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی برای ارتقای جایگاه زنان نمود بیشتری پیدا میکند.
وی خاطرنشان کرد: بررسی رمانهای مورد مطالعه نشان میدهد شخصیتهای زن در میدانهای مختلفی از جمله مذهب، علم، قدرت، سیاست، کسبوکار و در آثار جدیدتر در میدان مجازی حضور دارند. در مجموع، سرمایههای زنان از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۹۸ روندی صعودی داشته است و ویژگیهایی مانند ترس، اضطراب، تسلیم و سکوت که در برخی آثار دورههای نخست پررنگ هستند، در رمانهای دهههای هفتاد، هشتاد و نود جای خود را بیشتر به جرأت، جسارت، مطالبهگری و پیگیری حقوق فردی و اجتماعی دادهاند.
این پژوهشگر با اشاره به تغییر و گسترش دغدغههای زنان در ادبیات داستانی گفت: با گذر زمان و افزایش حضور زنان در عرصههای اجتماعی، مسائل و چالشهای آنان نیز در ادبیات داستانی با گستردگی بیشتری بازتاب یافته است. بسیاری از موضوعاتی که در رمانهای دهههای هشتاد و نود بهعنوان دغدغه زنان مطرح میشوند، در آثار دهههای پنجاه و شصت کمتر دیده میشوند؛ زیرا حضور اجتماعی بیشتر، زمینه شکلگیری مسائل و مطالبات جدیدی را برای زنان فراهم کرده است.
شرونی در پایان اظهار کرد: با وجود تغییرات گسترده در دغدغهها و موقعیت اجتماعی زنان، برخی مسائل در دورههای مختلف همچنان تکرار شدهاند. ترس از خیانت همسر، خیانت، خشونت و احساس تنهایی در زندگی زناشویی از جمله موضوعاتی هستند که در دورههای مختلف ادبیات داستانی زنان حضور داشتهاند. در مجموع، این پژوهش نشان میدهد ادبیات داستانی زنان ایرانی در پنج دهه گذشته، علاوه بر بازتاب تحولات اجتماعی، تصویری از حرکت تدریجی شخصیتهای زن از سکوت و انفعال به سمت آگاهی، کنشگری و مطالبه حقوق خود ارائه کرده است.

